تبلیغات
شهید فلاح زاده - راه و هدف شهدا
هدر

ـ به نام الله یكتای بی‌همتا، به نام الله یاری‌دهنده قلبها، به نام الله جان پناه دلها؛خدایی كه ما را آفرید و جان داد، دل و فكر عطا فرمود و ما را از چشمه‌سار معنویت بهره‌مند ساخت؛ خدایی كه تنها امید مستضعفان است، یاور درماندگان و دستگیر بینوایان، امید ناامیدان و پناه بی‌پناهان و خدایی كه ما را بیافرید و روزی داد. می‌میراند و زنده می‌كند. و به نام خدای شهیدان. / رضا شفیعی‌معز

ـ شكر و سپاس خداوند متعال را كه ما را مورد لطف و رحمت بی‌پایان خودش قرار داد و برای جهاد فی سبیل‌الله انتخاب نمود. و سپاس بیكران خدای را كه بر ما عزت نهاد و ما را در عهدی زندگی داد تا بتوانیم راه خود را، كه همان راه اسلام پاك محمدی است، دریابیم و در راه اسلام عزیز حركت كنیم و به خواست و اراده خلل‌ناپذیرش و به فرمان امام بزرگوار در سرافرازی پرچم خون‌رنگ اسلام، كه همان شعار «لا اله الا الله ومحمد رسول الله و علی ولی‌الله» است بكوشیم تا ملت شهیدپرورمان از ما راضی گردند. / جعفر حسین‌آبادی

                                     *********************

ـ با یك نگرش كوتاه بر زندگی شهیدان، می‌بینیم كه هر یك چه ویژگیهای خاصی داشتند. آیا مگر می‌تون بدون خلوص و صفای قلب و پاكی نیت به لقاءالله و دیدار خدا، تنها معشوق عاشقان از خود رسته، تنها مراد جانبازان از مرید رهیده، و تنها امید خائفان و راجیان از بند گسسته پیوست؟ عجیب است «شهید و شهادت». او می‌بیند حضور ملائكه در نزدش را،‌ او می‌بیند آنچه را كه خداوند برای او آماده كرده از نعمتهای بهشت، او می‌بیند «عند ربهم یرزقون» را. آری، او می‌بیند از نزد پروردگارشان رزق داده می‌شوند؛ آنهم چه رزقی! راستی، ‌چه خوب هدایت یافتند،‌چه زیبا معنای هستی و زندگانی را یافتند، دریافتند كه باید بنده خدا بود و ره قرب به خدا را پیمود. و چه زیبا و دلرباست برای آنان كه كوتاهترین راه، ایثارگرانه‌ترین راه و جانبازانه‌ترین راهِ «شهادت» را یافتند. مگر نه این است كه هر لحظه زندگی را باید به یاد خدا بود، و باید هر لحظه ره قرب به خدا را پیمود. پس، چه بهتر كه حكیمانه‌ترین راه، كوتاهترین راه، ‌عاشقانه‌ترین راه، ‌خالصانه‌ترین راه و جاودانه‌ترین راه «شهادت» را پیمود. و شهیدان چه زیبا در مسلك صالحان طریقِ حق ره معشوق را درنوردیدند. سالكان راه حق، راه انبیا، راه صدیقین، راه شهدا و صالحین ـ كه در پیمودن راهشان و نیل به قله‌های بلند رستگاری و فلاح ـ از هیچ چیز نمی‌هراسند و از هیچ چیز باكی به دل راه نمی‌دهند و از هرگونه وابستگی رهیده‌اند، زیرا كه خدایشان را خوب یافته‌اند. آنان خود را از قید فرزند، ‌همسر، مظاهر مادی، شهرت‌طلبی و مقام‌پرستی، عجب و خودپرستی و هر چیزی كه او را به خود بندد واز خدایشان دور سازد رها كرده‌اند. آری، آنان همانگونه كه خدایشان، اسلامشان، قرآنشان، پیامبرشان و امامشان رهنمودشان داده‌اند، نایب امام زمان(عج) را كه حجت اوست بر انسانها وبا پیام خونین خویش چه زیبا و دقیق شناخته‌اند و پیرو و مقلد او در تمامی ابعاد شده‌اند. در این زمان این نعمت بزرگ خداوندی در وجود حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی تبلور یافته است. / سعید نوری‌تاجر

                              *********************

ـ من نیز در قله‌های بلند سعادت به جستجوی «شهادت» پرداخته، و همانند سرور شهیدان حسین بن علی(ع) مرگ با عزت را بر زندگی ننگین ترجیح می‌دهم. / علیرضا فرخ

                             ********************

ـ من كه قطره‌ای از دریای حق‌طلبان هستم با شنیدن صدای پرهیبت مجاهدان، و نعره‌های جاودانی شهیدان، و احساس سوز دل مادران، نوحه‌سرایی خواهران داغدار، و آهسته قدم برداشتن پدران، و خیره نگاه كردن برادران عزادار، و در فكر فرو رفتن دوستان و آشنایان، خود را مسئول می‌دانم كه باید با چنگ و دندان انتقام خون آنها را از این ستمگرهای زمان گرفت و باعث التیام دل خانواده‌های آنها شد. خود را مسئول می‌دانم كه پرچم توحید را در دست گرفته و با شعار «الله‌اكبر» لرزه بر كاخ‌نشینان بیندازم. خود را مسئول می‌دانم كه هرگاه دیدم نمی‌توانم در برابر خواست استعمارگران قد علم كنم، به زندگی خود به وسیله جهاد خاتمه داده و به دنیای ابدی و حقیقی بپیوندم. / محمداسماعیل محمدی

                            ********************

ـ تنها آرزویم «شهادت» است، و همیشه از خداوند متعال خواسته‌ام كه به این فوز عظیم و نعمت الهی برسم. همیشه فكر می‌كردم خدایا می‌شود روزی آید كه «شهادت» نصیب من هم بشود كه خدمتی به رهبرم امام خمینی و ملت ایران كرده باشم. / اسماعیل علائی‌فر
********************
ـ چه مرگی بهتر از كشته شدن در راه خدا است: «شهادت» مقطعی از حركت تكاملی است كه انسان به وجود مطلق می‌پیوندد، ‌و هیچ اجباری در این پیوند نیست، بلكه باید انسان راه رشد را بیابد و از طغیان و زبونی درآید تا بتواند به ملاقات حق كه متضمن تلاش و كوشش اوست نایل گردد. / سیدمحمد هاشمی
 
                                                                **********************

 

ـ در این مرحله از زندگیم این باور را قبول كرده‌ام كه نباید در یك خط ثابت و یك مكتب الهی حركت كنم. در یك زندگی مكتبی كه انسان هدف دارد، و برای رسیدن به هدف مبارزه می‌كند، دیگر جایی برای احساس باقی نمی‌ماند. ای خدا، مرا یاری كن تا راهی را كه می‌روم به سرمنزل مقصود برسانم./ محمد حیدری

  ************************
 

ـ «شهادت» را نه برای فرار از مسئولیت اجتماعی، و نه برای راحتی شخصی می‌خواهم، بلكه از آنجا كه شهادت در رأس قله كمالات است و بدون كسب كمالات «شهادت» میسر نیست،‌ با تقاضای شهادت از خدا در حقیقت می‌خواهم كه وجودم سرتاسر خدایی شود، و با كشته شدنم در راه دین اسلام و خدا بر ایمانم و طاقت و پایمردی‌ام در راه دین، و بر عشق پاكم به او مهر قبولی بزند./ علی‌اصغر كوخانی

  *******************
 

ـ و من به امید خداوند از میان همه راهها راه خدا و رسولش را انتخاب كردم، و از میان همه تجارتها آن تجارتی را كه خدا راهنمایی كرده بود برگزیدم، و هم اكنون عازم جبهه هستم. در آنجا لشگریان اسلام با مزدوران و كفر در ستیزند. كشور اسلام و قرآن مورد هجوم ابرقدرتها قرار گرفته و می‌رود تا در این كشور همه جا حكم خداو قوانین قرآن و سنت پیامبر(ص) به رهبری شخصی از فرزندان پیامبر و نایب بر حق امام زمان(عج) یعنی امام خمینی اجرا و پیاده شود. در این موقع فاسدان و كافران و منافقان و ابرقدرتها دست در دست یكدیگر داده‌اند،‌ تا این نور را خاموش و این حركت را متوقف كنند. می‌روم تا از مرز اسلام و حكومت اسلامی كه با خون صدها هزار شهید آبیاری شده، و در حال شكفتن و به ثمر رسیدن است دفاع كنم؛ و به فرمان خدا گردن نهم، و به یاری امام خمینی ـ كه حركت‌دهنده نهضت امام حسین(ع) است ـ بشتابم و لبیك گویم. انشاءالله اگر در جنگ پیروز شدیم و برگشتیم عبادت خدا را در روی زمین انجام می‌دهیم و بندگی او را می‌كنیم. اگر هم برنگشتیم راضی هستیم به رضای خداوند و خوشنودی او. / علی نیكچه فراهانی

  ********************
 

ـ انسان، دیر یا زود رفتنی است و در هر كجا كه باشد مرگ او را به كام خویش فرو می‌كشد، ولی این مومن است كه زیباترین نوع مرگ را انتخاب می‌كند و با شعف تمام به استقبالش می‌رود. خدایا آنچنان ایمانی به من ده كه مرگ را خود انتخاب كنیم. راهی كه مؤمن انتخاب می‌كند، راهی است كه در آن شكست معنا ندارد، ذلت و خواری معنا نداردف اسارت معنا ندارد؛ راهی كه منتهایش سیر تكاملی‌اش وجود مطلق و بی‌منتهای هستی یعنی خداوند است؛ خداوندی كه ابراهیم(ع)، موسی(ع)، محمد(ص)، حسین(ع)، و خمینی را آفرید، تا تمامی مستضعفان تاریخ را از زیر سلطه استضعافگران بیرون كشند. همان راهی كه در آن نیكی، برابری، برادری و تمام ارزشهای متعالی انسانی وجود داشته باشد. همان راهی كه در آن ملاكهای مادی، قدرت‌طلبی، خودخواهی، خودمحوری و خودبینی نباشد و بالاخره راهی كه در آن من نباشد، همه ما باشیم و برای او باشیم. تنها آرزویم همین چند كلمه بیش نیست: «فنا شدن در وجود مطلق الله و پیوستن به لقاءالله.» / سیدامیر صدری

  *********************
 
ـ حال كه باید بروم چرا با شهدا نروم؟ چرا سعادتمند نروم؟ چرا شرافتمندانه نروم؟ چنانكه پیامبر اسلام(ص) فرموده: «اكرم الموت القتل فی سبیل الله«: «شرافتمندانه‌ترین مرگها مرگ در راه خداست» و به امر امام عزیز و نایب بر حق امام زمان(عج) و فرمانده كل قوا به جبهه آمدم، تا امام را تنها نگذاشته باشم، و بدین وسیله دین خود را كه امروز احتیاج به یاری دارد به قدر كوچكی یاری كرده باشم، و در روز حساب بتوانم جواب شهدا را بدهم. / مصطفی مغادی
 

  ******************

ـ بار خدایا، تو شاهدی كه هدف من از رفتن به جبهه به جز رضایت تو نبوده و نیست. تو شاهدی كه هدف من از شركت در این جهاد بزرگ پاسخ به ندای نایب به حق امام زمان(عج) و فقط برافراشتن پرچم «لا اله الا الله و محمد رسول‌الله» بر تمام جهان است و بسم. من آنقدر به این راه اعتقاد دارم كه تا آخرین قطره خونم از پا نخواهم نشست، و سعادت دنیا و آخرت در همین راه است. / علی افكاری

  *******************
 

ـ برای اعزام شدنم چند هدف داشتم: اولاً، به خاطر اسلام عزیز، این دین همیشه پاینده و عقیده من، و اگر كسی عقیده‌ای داشت باید حتی تا پای جان هم از عقیده خود دفاع كند، بخصوص كه این عقیده اسلام باشد. در راه اسلام هم «شهادت» پیروزی است و هم خود پیروزی، موفقیت است. ثانیاً، این نصیحت قرآن را قبول داریم كه: «ما همه از خدا هستیم و به سوی او بازمی‌گردیم». پس، چه بهتر كه در این بازگشت همگانی ـ كه همه باید این راه را بپیمایند ـ برای اسلام و برای خداوند جان بدهیم، و یا در این راه حداقل كاری كرده باشیم. ثالثاً به فرموده امام عزیزمان، این رهبر حزب‌الله و این پیر همیشه خروشان بر ضد غیراسلام، كه فرموده: «جوانان بروند به جبهه و به این مسئله خاتمه دهند.» / محمدرضا میرزایی

  ****************
 

ـ هر كس كه بخواهد در این راه قدم بردارد باید خودسازی بكند، و در مقابل سختیها و رنجها و فشارها ایستادگی كند. البته كسی می‌تواند تحمل این سختیها را بكند كه هدف خود را مشخص، و عقیده و معنویت او فقط در راه خدا باشد، و در این راه ایمان خود را نسبت به هدفش قوی سازد. اگر انشاءالله این سعادت عظیم را پیدا كردم ـ كه خدا مرا قبول كند تا به سوی او بروم ـ به آرزوی دیرینه خود رسیده‌ام. /  علی محمدی


ای خدا، می‌دانی كه من فقط برای رضای تو به این راه قدم گذاشتم و جان ناقابل خود را در این راه پاك و مقدس شهیدان هدیه می‌كنم. ای خدا، تو خود می‌دانی كه من آگاهانه و با میل فراوان به این راه آمده‌ام. ای كفار، ای منافقان، ای از خدا بی‌خبران، بدانید اگر صد جان هم داشتم در این راه می‌دادم. / محمدرضا فخیمی ستوده

  *******************
 
ـ چه چیز مرا وادار كرد كه به سوی جبهه بیایم؟ باید عرض كنم، معبودم را در اینجا دیدم و پیدا كردم. خواستم عروج كنم، پرواز كنم، خود را به خدای خود برسانم، خواستم با خدای خود سخن بگویم و دین خود را یاری كنم. از خدا می‌خواهم كه مرا با دوستان خود قرار دهد. خواستم با خون خود اعمالم را پاك كنم، با قلبی پر از عشق به سوی خدا حركت كنم. این آرزوی من است. كی می‌شود عروج كنم؟ هنگام رفتن به سوی جبهه، آن قدر برایم لذت‌بخش بود و هست كه من آن را از بهترین لحظات زندگیم می‌دانم. آن زمان كه خمپاره‌ها و توپها فرود می‌آیند، انگار خدا را پیدا می‌كنم. دلم پر می‌زند كه بروم به سوی خدا. ای خدا می‌شود عروج كنم. / نورعلی محمدنژاد
 

  *******************

ـ هیچ هدف و مقصودی در رفتن به جبهه جز انجام وظیفه شرعی و كسب رضای الهی محرك من نیست. باید عرض كنم سعی كرده‌ام كه فقط و فقط برای رضای خدا و خشنودی او و اطاعت امر او به جبهه بروم، و هیچ نیرو و عامل دیگری را در این رابطه حتمی به مخیله خود راه ندهم. كوشیده‌ام كه حتی «شهادت» نیز ـ كه خود كمال بزرگی است ـ هدف من قرار نگیرد. همانطور كه بارها تذكر داده‌ام به نظر من در این برهه از زمان و مكان كه اسلام شدیداً به یاری و حمایت احتیاج دارد و ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسین(ع) هر چه رساتر بلند است، در چنین موقعیتی نه تنها «شهادت» بلكه حتی فكر به «شهادت» نیز فرصت‌طلبی است. پس، من نه با عشق به شهادت و نه با هدف اینكه از زیر بار مسئولیت شانه خالی كنم، ونه به این منظور كه به جبهه بروم و شهید شوم و از این دنیا خلاص شوم و خود را از گرفتاریها و بدبختیهای آن آزاد كنم، بلكه خدا خودش می‌داند، همیشه از او می‌خواستم كه به من توفیق این خدمت و اطاعت و عبادت عطا فرماید. هر چه رج و گرفتاری در این دنیاست انسانساز و در جهت قرب او و مایه تكامل و سیر الی‌الله است. خلاصه، ‌هر رنج و المی كه رضا و خواست اوست از من دریغ نفرماید كه بودن در این دنیا و عبادت او كشیدن رنج و درد در راه خدا، بالاترین لذت را دارد. البته،‌از خدا می‌خواهم كه مرگ مرا «شهادت» در راه خودش قرار دهد، و مرگم را در بستر مقدر نفرماید. می‌خواستم كه در بستر نمیرم، بلكه كشته شوم و به خون خود بلغتم، و حتی بسوزم و خاكستر شوم و از بین بروم، بلكه كشته شوم و به خون خود بغلتم، و حتی بسوزم و خاكستر شوم و از بین بروم، تا بدنم نیز گوشه‌ای از این دنیای فانی را اشغال نكند، و با تمام وجود و با همه هست و نیستم به سوی او پر بگشایم. دیگر اینكه من برای هوی و هوس به جبهه نرفتم، زیرا هوی و هوس چیزی نیست كه در مسئله جان و زندگی همچنان بتواند محركی باشد، و لااقل برای من اینطور بوده كه من جانم را بیشتر از این دوست داشتم كه بخواهم در راه امیال و خواهشها و خواسته‌های نفسانی از دست بدهم، زیرا تا جانی نباشد دیگر هوی و هوس در كار نیست. تنها راه قصاص خود من از طریق ادامه راهم ـ كه همان حمایت از اسلام و جمهوری اسلامی و امام امت است ـ می‌باشد. / علی‌اكبر كفشكنان

  *******************
 

ـ اینك، به یاد تو به جبهه می‌روم، نه برای انتقام، بلكه به منظور احیای دینم و تداوم انقلابم پای در چكمه می‌كنم، و به خدا و به آن سوی و آن راه كه صلاح می‌دانم می‌اندیشم. هدفم خدا و مكتبم اسلام است. آرزو می‌كنم قدمی كه برمی‌دارم و گلوله‌ای كه شلیك می‌كنم و قلب دشمن را هدف می‌گیرم به یاد خدا باشد. و جز رضای خدا و جهاد در راه او مقصودی ندارم. / عبدالله عبدالجباری

  *******************
 

ـ وظیفه شرعی خود دانستم كه به جبهه حق علیه باطل بروم و دنباله‌رو راه شهیدان كربلای حسین(ع) و شهیدان كربلای این زمان باشم. باعشقی كه به خدای خود دارم به سوی او می‌شتابم. امیدوارم كه در این راه به آنچه آرزو دارم برسم و خریدار خون من خدا باشد. وقت رفتن به جبهه، باید نیتها پاك و خالص باشد. خدایا، این تن خاكی را از من قبول كن، آرزو دارم با شهادتم از تمامی گناهانم بگذری. / اباسعد حنیفه نیك‌آبادی

  *********************
 
ـ راهی كه من رفتم راه حق بود، و چون راه حق بود و تشنه بودم و عاشق شهادت و عاشق لقاءالله،‌پس همچون كسی كه تشنه لب است و به سرچشمه‌ای می‌رسد، من هم مانند او شهادت را چون نوشیدن آب زلال و گوارا دوست دارم بنوشم. / مرتضی حسینی رستمی
 
  *********************
 
ـ افسوس كه فقط یك جان در كالبد خود بیشتر ندارم كه در راه تو ـ كه راه اسلام و راه امام زمان(عج) است و راه نایب بر حق امام زمان، خمینی عزیز است ـ فدا كنم. / حسین نظركرده
 
  ***************
 
ـ اگر صد جان داشتم باز هم آن را در راه خدا و هفد تو نثار می‌كردم. خدایا، قدرتی به من ده تا فرسودگی اعضای بدنم و تا پایان یافتن نیروی جسمانیم در راه تو بجنگم./ ابوالقاسم كریمی كاشانی
 

  ******************

ـ ای كاش، همه مردم این احساس را كه من هم اكنون دارم و احساس دیگر رزمندگان است داشتند، كه خالی از تمام سمائل دنیوی است. توجه ما فقط به الله است. و هدف عالی كه در پیش داریم هدفی است كه امام حسین(ع) در پیش گرفته بود، و عاقبت به خاطر همین هدف به شهادت رسید. همانطور كه ادامه‌دهندگان راه او در این راه شهید می‌شوند، من هم این راه را شناخته و به این راه قدم نهاده‌ام، و تا آخرین قطره خونم را فدای اسلام عزیز می‌نمایم، همانطور كه حضرت قاسم در این راه فدا كرد./ داود یوزباشی




تاریخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 | 11:19 ب.ظ | نویسنده : محمد رضایی | نظرات

.: Weblog Themes By mohammad :.

  • زیبا مد | سبزک | تبلیغات متنی